❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

سفرنامه اولیور به انگلستان-روز بیست و ششم

زمان مطالعه4 دقیقه

Oliver and the Secret Library in London
تاریخ انتشار : 18 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 90نویسنده : دسته بندی : سفرنامه چندزبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

سفرنامه اولیور به انگلستان-روز بیست و ششم

عنوان: الیور و کتابخانه‌ی مخفی در لندن

یه روز بارونی، الیور و پدرش تصمیم گرفتن به یه جای خاص و کمتر شناخته‌شده برن.
بابا گفت: «می‌خوای امروز بریم یه کتابخونه‌ی مخفی که فقط آدمای کنجکاو پیداش می‌کنن؟»

چشم‌های الیور برق زد. «واااای! کتابخونه‌ی مخفی؟ واقعیه؟ مثل توی قصه‌ها؟»

بابا لبخند زد و چتر رو باز کرد. «واقعیه، ولی فقط اگه دلت بخواد پیداش می‌کنی!»

اونا از خیابون‌های خیس و براق لندن رد شدن، از کنار اتوبوس‌های قرمز و مغازه‌های کوچیک گذشتن، تا رسیدن به یه در چوبی کوچیک که روش نوشته بود:
“فقط برای ماجراجوها!”

الیور گفت: «اینو دوست دارم!» و در رو با هیجان باز کرد.

داخلش یه راهروی باریک بود، با پله‌های مارپیچی. بالا که رفتن، وارد یه اتاق خیلی بزرگ و گرم شدن. دیوارها پر از کتاب بود. بعضی کتاب‌ها پر پر می‌زدن!
بله، پر! مثل پرنده‌ها!

الیور با خنده گفت: «بابااا! این کتابا پرواز می‌کنن!»
بابا گفت: «بعضی کتاب‌ها اون‌قدر قصه‌ی جادویی دارن که نمی‌تونن آروم بگیرن!»

یه کتاب چاق و مهربون جلوش اومد. باز شد و گفت:
«سلام الیور! من قصه‌ی شیرهای آفریقایی‌ام. دلت می‌خواد بخونمت؟»

الیور نشست و با صدای بلند شروع کرد به خوندن. با خوندن هر جمله، تصاویر قصه مثل نور روی سقف پخش می‌شدن. الیور وسط یه دشت بزرگ آفریقایی بود، با شیر کوچولوهایی که دنبال هم می‌دویدن.

بعد، یه کتاب دیگه اومد جلو. این یکی قصه‌ای درباره‌ی فضانوردها بود.
الیور توی کتاب سفر کرد، با راکت پرواز کرد، سیاره‌های رنگی دید و حتی با یه موجود سبز دست داد!

بابا گفت: «الیور، اینجا کتابا فقط برای خوندن نیستن. اینجا کتابا رو با دل و جون زندگی می‌کنی.»

الیور کلی خندید و گفت: «این بهترین روز سفرم بود!»

وقتی وقت رفتن شد، یه کتاب کوچیک با جلد طلایی جلوش اومد. نوشت:
“برای الیور، دوست کتاب‌ها. با عشق از کتابخانه‌ی مخفی لندن.”

الیور کتاب رو بغل کرد و با خودش گفت: «قول می‌دم همیشه ماجراجو بمونم.»

Title: Oliver and the Secret Library in London

One rainy afternoon in London, Oliver and his dad set out on a very special adventure.

“Would you like to visit a secret library today?” his dad asked, holding a big red umbrella.

“A secret library?” Oliver’s eyes grew wide. “Is it real? Like in the fairy tales?”

His dad smiled. “Oh yes. But only curious kids can find it!”

They walked down shiny wet streets, past red buses and cozy cafés, until they came to a little wooden door tucked between two tall buildings. A tiny golden sign read:

“For Adventurers Only!”

“I love it already!” Oliver giggled and pushed the door open.

Inside was a narrow hallway with twisty stairs going up, up, up. At the top, they stepped into a warm and magical room.

Books were everywhere. Big books, tiny books, tall books stacked high—and some were flying! Yes, flying!

“Daaaaaad!” Oliver laughed. “The books are flying!”

“Some stories are so magical, they just can’t sit still,” his dad whispered.

A fat, friendly book flapped over and opened itself in front of Oliver.

“Hello, Oliver! I’m the story of African lions. Want to read me?”

Oliver sat down cross-legged and began to read aloud. With every word, glowing pictures lit up on the ceiling—lions running, grasslands waving, the golden sun setting.

Then another book floated over. This one was about astronauts.

Oliver read, and suddenly he was flying in a rocket, zooming past stars, meeting a green alien who waved and gave him a glowing star-sticker.

His dad grinned. “Oliver, this library doesn’t just hold stories. It lets you live them.”

Oliver couldn’t stop smiling. “This is the best day ever!”

When it was time to go, a little golden book fluttered into his hands. On the cover it said:

“For Oliver, Friend of Stories. With love, from the Secret Library.”

Oliver hugged the book tight and whispered, “I promise I’ll always be a brave little adventurer.”

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat