❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

سفرنامه اولیور به انگلیس-سفر هشتم

زمان مطالعه2 دقیقه

A Letter for the Queen
تاریخ انتشار : 18 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 70نویسنده : دسته بندی : سفرنامه چندزبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

سفرنامه اولیور به انگلیس-سفر هشتم

روز هشتم – نامه‌ای برای ملکه

امروز اولیور یه ایده‌ی عجیب و قشنگ داشت: می‌خواست برای ملکه‌ی انگلیس نامه بنویسه! مامانش اول خندید ولی بعد گفت: «خب، چرا که نه؟ یه نامه‌ی کودکانه قشنگ شاید حتی خونده بشه!»

اولیور یه کاغذ رنگی آورد. با مداد رنگی صورتی، نوشت:
«سلام ملکه‌ی مهربون! من اولیورم. دارم لندن رو می‌گردم. کاخ شما خیلی قشنگه. می‌تونم بیام چایی بخوریم؟ با بیسکوییت شکلاتی؟ دوست‌دار شما، اولیور.»

بعد با دقت، پاکتشو بست و روش نوشت:
To: Her Majesty The Queen – Buckingham Palace – London

مامان گفت: «حالا باید بریم صندوق پست قرمز رو پیدا کنیم!»

اولیور گفت: «اون صندوق‌های پست انگلیسی که شبیه قلعه‌ان؟!»
مامان خندید: «آره، همونا!»

با هم رفتن خیابون. اولیور یکی از اون صندوق‌های پست قرمز رو پیدا کرد. دستش رو دراز کرد، نامه رو انداخت توی شکاف صندوق و گفت: «بفرست براش، لطفاً!»

مامان گفت: «حالا باید صبر کنیم… شاید یه روزی جوابتو داد.»

اولیور لبخند زد. «من فقط دوست داشتم براش یه چیزی بگم. همینم قشنگه، نه؟»

اون شب، اولیور خواب دید ملکه با لباس بنفش، براش نامه پس‌فرستاده و دعوتش کرده به کاخ!

Day 8 – A Letter for the Queen

Today, Oliver had a funny and sweet idea: he wanted to write a letter to the Queen of England! His mom laughed at first but then said, “Well, why not? A nice little letter from a child might be read!”

Oliver got a colored paper. With a pink crayon, he wrote:
“Dear kind Queen, I’m Oliver. I’m visiting London. Your palace is so pretty. Can I come have tea? With chocolate biscuits? Love, Oliver.”

He carefully folded it and wrote:
To: Her Majesty The Queen – Buckingham Palace – London

Mom said, “Now we need to find a red post box!”

Oliver asked, “Those castle-shaped ones?”
Mom laughed, “Yes, exactly!”

They went out into the street. Oliver spotted one of the tall, red post boxes. He reached up and slipped the letter in. “Please send it to her!” he said.

Mom smiled. “Now we wait… maybe one day you’ll get a reply.”

Oliver grinned. “I just wanted to tell her something nice. That’s enough, right?”

That night, Oliver dreamed the Queen wore a purple dress and sent him a letter back, inviting him for tea at the palace!

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat