❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

خرگوش کوچولو و ستاره‌ی خواب‌آلود

زمان مطالعه2 دقیقه

Little Bunny and the Sleepy Star
تاریخ انتشار : 6 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 63نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

خرگوش کوچولو و ستاره‌ی خواب‌آلود

روزی روزگاری، در دل جنگلی آرام، خرگوش کوچولویی زندگی می‌کرد به اسم “پشمک”. پشمک هر شب قبل از خواب، به آسمان نگاه می‌کرد و برای ستاره‌ها دست تکون می‌داد.

اما یک شب، دید یکی از ستاره‌ها چشم‌هاش خسته‌ست و هی چپ و راست می‌ره. پشمک صدا زد:
“ستاره‌ی خواب‌آلود! خوبی؟”

ستاره گفت:
“نه پشمک! خوابم میاد ولی نمی‌تونم بخوابم. صدامو صدتا بچه دارن می‌شنون، اگه من بخوابم، شب تاریک می‌شه!”

پشمک فکر کرد، فکر کرد، و بعد گفت:
“من برات قصه می‌گم. تو هم چشم‌هات رو ببند و گوش بده.”

و شروع کرد به قصه‌گویی. از پروانه‌ای گفت که خوابش نمی‌برد، تا اینکه نسیم لالایی خوند براش…

ستاره گوش داد و گوش داد… تا اینکه یک‌دفعه چشم‌هاش بسته شد و شروع کرد آروم‌آروم بدرخشه، مثل لالایی ملایم شب.

پشمک لبخند زد و گفت:
“شب بخیر ستاره‌ی خواب‌آلود!”

از اون شب به بعد، هر وقت یکی خوابش نمی‌برد، پشمک براش قصه می‌گفت…
و آسمون، همیشه پر از ستاره‌های خواب‌آلود و قصه‌شنو بود.

Little Bunny and the Sleepy Star

Once upon a time, in a quiet forest, there lived a little bunny named “Fluffy.” Every night before sleep, Fluffy looked at the sky and waved to the stars.

But one night, he saw one of the stars blinking slowly and moving side to side. Fluffy called out,
“Sleepy star! Are you okay?”

The star replied,
“No, Fluffy! I’m so sleepy, but I can’t fall asleep. So many children are watching me. If I fall asleep, the night will be too dark!”

Fluffy thought and thought. Then he said,
“I’ll tell you a bedtime story. Just close your eyes and listen.”

He began to tell a story — about a butterfly who couldn’t sleep, until the wind sang a lullaby…

The star listened and listened… until slowly, its eyes closed and it began to shine gently, like a lullaby in the sky.

Fluffy smiled and said,
“Good night, sleepy star!”

Since that night, whenever someone couldn’t sleep, Fluffy told them a story.
And the sky was always full of sleepy, story-loving stars.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat