❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

خرگوش بازیگوش و چاه آرزوها

زمان مطالعه3 دقیقه

The Playful Bunny and the Wishing Well
تاریخ انتشار : 8 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 45نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

خرگوش بازیگوش و چاه آرزوها

در دل جنگلی آرام و سرسبز، خرگوش سفید و کوچکی به نام “برفی” زندگی می‌کرد. برفی بسیار بازیگوش بود و عاشق کشف مکان‌های جدید.
یک روز که خورشید گرم و دلنشین می‌تابید، برفی در حال دویدن و جست‌وخیز بود که ناگهان به چیزی عجیبی برخورد کرد: یک چاه قدیمی با دیوارهای سنگی خزه گرفته!

روی چاه نوشته شده بود:
“چاه آرزوها؛ فقط یک آرزو برای هر قلب پاک.”

چشمان برفی از هیجان برق زد. او فکر کرد: “چه آرزویی باید بکنم؟”
او نشست و با دقت فکر کرد. بعضی از آرزوها مثل داشتن یک کوه هویج یا یک خانه‌ی بزرگ در ذهنش آمد، اما ناگهان دلش چیز دیگری خواست:
“دوست دارم همه‌ی حیوانات جنگل همیشه خوشحال باشند.”

با تمام وجود آرزویش را به چاه گفت. ناگهان چاه شروع به درخشیدن کرد و صدای آرامی از دل آن آمد:
“آرزویت پذیرفته شد، کوچک مهربان.”

از آن روز، جنگل برفی پر از شادی شد. حیوانات با هم مهربان‌تر شدند، غذا بین همه تقسیم می‌شد، بازی‌های شاد راه می‌افتاد و همه هر روز لبخند می‌زدند.
برفی فهمید که بزرگ‌ترین آرزوها آن‌هایی هستند که شادی را به دیگران هدیه می‌دهند.

و هر بار که به چاه آرزوها نگاه می‌کرد، لبخندی از رضایت روی لبانش می‌نشست.

“The Playful Bunny and the Wishing Well”

In the heart of a peaceful, green forest lived a small white bunny named Snowy. Snowy was very playful and loved exploring new places.

One sunny and warm day, while hopping and skipping around, Snowy stumbled upon something curious: an old stone well covered in moss!

There was a sign on the well that read:
“Wishing Well – Only one wish for every pure heart.”

Snowy’s eyes sparkled with excitement. “What should I wish for?” he thought.
He sat down and thought carefully. Some wishes like having a mountain of carrots or a giant cozy burrow came to mind, but deep in his heart, he wanted something more special:
“I wish all the animals in the forest could always be happy.”

With all his heart, he whispered his wish into the well. Suddenly, the well began to glow, and a soft voice echoed from within:
“Your wish is granted, little kind one.”

From that day on, Snowy’s forest was filled with happiness. Animals became kinder to each other, shared their food, played joyful games, and wore bright smiles every day.

Snowy realized that the greatest wishes are the ones that bring happiness to others.
Every time he passed by the wishing well, he smiled with deep joy.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat