❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

پرنده‌ی کوچک و شاخه‌ی آرزوها

زمان مطالعه3 دقیقه

The Little Bird and the Wishing Branch
تاریخ انتشار : 15 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 56نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

پرنده‌ی کوچک و شاخه‌ی آرزوها

در گوشه‌ای از جنگلی سرسبز، درختی بلند و پیر وجود داشت که همه‌ی حیوانات آن را “شاخه‌ی آرزوها” می‌نامیدند. افسانه‌ها می‌گفتند اگر کسی روی بلندترین شاخه‌ی درخت آرزو کند، آرزویش به حقیقت می‌پیوندد.

پرنده‌ی کوچکی به نام “لونا” در همان جنگل زندگی می‌کرد. او آرزو داشت روزی به دورترین سرزمین‌ها پرواز کند و دنیای بزرگی را کشف کند.

یک روز صبح، وقتی مه نازکی در جنگل پیچیده بود، لونا تصمیم گرفت که به شاخه‌ی آرزوها برود. اما این کار آسان نبود. بادهای شدید و شاخه‌های بلند مانع راهش می‌شدند.

لونا با هر ضربه‌ی بال کوچکش تلاش می‌کرد بالاتر برود. دوستانش – سنجاب زرنگ، جوجه‌تیغی خندان و خرگوش بازیگوش – از پایین تشویقش می‌کردند.
“تو می‌تونی لونا! بال بزن!”

بالاخره، پس از کلی تلاش، لونا به بلندترین شاخه رسید. با چشم‌های درخشان، آرزویش را در دل زمزمه کرد:
“می‌خواهم دنیای بزرگی را ببینم و شادی را با دیگران تقسیم کنم.”

در همان لحظه، نوری طلایی اطراف لونا تابید و بال‌هایش قوی‌تر و درخشان‌تر شد. حالا می‌توانست دورتر از همیشه پرواز کند.

لونا هر روز بالاتر و بالاتر پرواز می‌کرد و قصه‌ی آرزویش را به همه‌ی پرندگان دیگر می‌گفت. او فهمید که وقتی دل آدم پر از امید باشد، آسمان هیچ وقت محدودیتی ندارد.

The Little Bird and the Wishing Branch

In a corner of a lush, green forest stood a tall, ancient tree that all the animals called “the Wishing Branch.” Legends said that if someone made a wish on its highest branch, their dream would come true.

A little bird named Luna lived in the forest. She dreamed of flying to the farthest lands and discovering the wide, wonderful world.

One morning, with soft mist swirling through the trees, Luna decided to climb to the Wishing Branch. But it wasn’t easy. Strong winds and tall branches blocked her way.

Luna flapped her tiny wings with all her strength, trying to reach higher. Her friends — a clever squirrel, a smiling hedgehog, and a playful rabbit — cheered from below:
“You can do it, Luna! Fly higher!”

Finally, after a lot of hard work, Luna reached the tallest branch. With sparkling eyes, she whispered her wish:
“I want to see the big world and share joy with everyone.”

At that moment, a golden light surrounded Luna, and her wings grew stronger and brighter. Now, she could fly farther than ever before.

Every day, Luna soared higher and told other birds about her magical wish. She learned that when your heart is full of hope, the sky has no limits.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat