❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

لاک‌پشت مهربون و رودخونه‌ی شاد

زمان مطالعه4 دقیقه

The Kind Turtle and the Happy River
تاریخ انتشار : 16 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 53نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

لاک‌پشت مهربون و رودخونه‌ی شاد

در دل جنگلی آرام و سرسبز، لاک‌پشتی مهربون به نام “توتو” زندگی می‌کرد. توتو هر روز صبح با طلوع خورشید از خانه‌ی کوچکش بیرون می‌آمد، کنار رودخانه قدم می‌زد و با طبیعت حرف می‌زد. او عاشق صدای شرشر آب رودخونه و آواز پرنده‌ها بود.

روزی از روزها، توتو دید که رودخانه خیلی کم‌آب شده. آب به‌سختی جریان داشت و صدای زیبای شرشرش دیگر شنیده نمی‌شد. ماهی‌های کوچولو ناراحت بودند و قورباغه‌ها نمی‌پریدند.

توتو نگران شد. گفت:
– نباید بذارم رودخونه‌ی شادمون خشک بشه!

او تصمیم گرفت از همه‌ی حیوانات جنگل کمک بگیره. با قدم‌های آهسته‌اش راه افتاد و رفت سراغ خرگوش تندپا، گنجشک آوازخوان، و حتی خرس قهوه‌ای بزرگ.

توتو گفت:
– بچه‌ها، رودخونه‌مون داره خشک میشه. باید کاری بکنیم!

خرگوش گفت:
– شاید جوی‌های اطراف پر از برگ و خاک شده!
گنجشک گفت:
– من از بالا نگاه می‌کنم ببینم مسیرها بسته شده یا نه!
خرس گفت:
– من قوی‌ام، می‌تونم سنگ‌های بزرگ رو کنار بزنم.

همه با هم دست‌به‌کار شدند. خرگوش و دوستانش برگ‌ها و گل‌ها رو از جویبار پاک کردند. خرس سنگ‌های بزرگ رو کنار زد. پرنده‌ها از بالا مسیر رود رو کنترل می‌کردند.

در همین حین، توتو کنار رود نشست، و با زبان آرامش با رودخونه حرف زد:
– نگران نباش رود کوچولو، ما هواتو داریم.

چند ساعت بعد، آب با صدایی زیبا دوباره جاری شد. رودخونه خندید و ماهی‌ها شادی کردند. قورباغه‌ها پریدند و آواز خواندند.

رودخونه با صدای آرام گفت:
– ممنونم ازت توتو، تو باعث شدی دوباره زنده بشم.

توتو لبخند زد و گفت:
– کار تیمی یعنی شادی همه!

از آن روز به بعد، همه‌ی حیوانات بیشتر مراقب رودخونه بودند. توتو قهرمان کوچولوی جنگل شد و هر وقت کسی مشکلی داشت، می‌دانست که می‌تواند روی مهربانی و فکر خوب توتو حساب کند.

The Kind Turtle and the Happy River

In a peaceful and green forest, there lived a kind little turtle named Toto. Every morning, he came out of his cozy shell-house to walk by the river, talking to the trees and listening to the songs of birds. He especially loved the sound of the river flowing like music.

One day, Toto noticed something strange—the river had become very quiet. The water was low, barely moving, and the cheerful bubbling sound was gone. Little fish looked worried, and the frogs sat silently on the rocks.

Toto felt sad.
– I can’t let our happy river dry up!

He decided to ask his forest friends for help. Slowly, he walked to visit Rabbit, the fast jumper, Sparky the singing sparrow, and even Bruno the big brown bear.

Toto said:
– Friends, the river is drying up. We have to do something!

Rabbit said:
– Maybe the side streams are blocked with leaves and mud.
Sparky said:
– I’ll fly up and check the paths from the sky!
Bruno said:
– I’m strong! I can move big rocks out of the way.

Together, they got to work. Rabbit and his friends cleared the leaves and dirt from the little streams. Bruno pushed away heavy stones blocking the flow. The birds guided them from above.

While they worked, Toto sat beside the river and whispered softly:
– Don’t worry, little river. We’re here for you.

Hours passed, and suddenly, the water began to flow again! The cheerful sound returned. The river smiled, and the fish swam happily again. The frogs jumped in joy and sang loudly.

The river said in a soft, happy voice:
– Thank you, Toto. You brought me back to life.

Toto smiled and said:
– Teamwork brings happiness to everyone!

From that day on, all the animals took better care of their forest and the river. Toto became the little hero of the woods. Whenever someone had a problem, they knew they could count on Toto’s kind heart and smart ideas.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat