❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

لاک‌پشت نقاش و رنگین‌کمان آرزوها

زمان مطالعه3 دقیقه

The Painting Turtle and the Rainbow of Wishes
تاریخ انتشار : 16 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 55نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

لاک‌پشت نقاش و رنگین‌کمان آرزوها

در کنار برکه‌ای آرام و زلال، لاک‌پشتی به نام نیلوفر زندگی می‌کرد. نیلوفر با همه لاک‌پشت‌ها فرق داشت؛ او عاشق نقاشی بود. هر روز با برگ‌ها، گل‌ها، و گل‌ولای اطراف برکه، تصویرهایی زیبا روی سنگ‌ها می‌کشید.
اما یک روز، پس از بارانی طولانی، همه نقاشی‌های نیلوفر پاک شدند. سنگ‌ها خیس و خاکستری بودند. نیلوفر خیلی ناراحت شد و دیگر دلش نمی‌خواست نقاشی کند.

دوست‌هایش، مثل قورباغه‌ی سبز، سنجاب تندپا و اردک سفید، سعی کردند او را خوشحال کنند، اما نیلوفر فقط آه کشید.
یک روز که نیلوفر تنها نشسته بود، نوری رنگارنگ روی آب برکه افتاد. او به آسمان نگاه کرد و یک رنگین‌کمان بزرگ دید!
لبخندی روی صورتش نشست و با خودش گفت:
– شاید بتونم آرزومو توی این رنگین‌کمان نقاشی کنم…

او با برگ‌ها و گلبرگ‌ها، رنگ‌هایی درست کرد. سرخ از گل رز، نارنجی از پوست پرتقال، زرد از گل آفتابگردان، سبز از چمن تازه، آبی از بلوبری و بنفش از گل بنفشه.

دوستانش هم کمک کردند. قورباغه رنگ‌ها را مخلوط می‌کرد، اردک آب تمیز می‌آورد، و سنجاب قلم‌موهای چوبی درست می‌کرد. نیلوفر روی یک سنگ بزرگ، رنگین‌کمانی کشید با آرزویی در دلش:
«همه بچه‌ها دنیا رو با رنگ مهربونی ببینن.»

وقتی نقاشی تموم شد، چیزی جادویی رخ داد! رنگین‌کمان واقعی، انعکاس نقاشی نیلوفر را روی آب برکه انداخت. همه حیوانات خوشحال شدند و فهمیدند که حتی وقتی نقاشی‌ها پاک می‌شن، هنر واقعی توی دل آدم می‌مونه.

از اون روز، نیلوفر نقاشی‌هایش را با عشق می‌کشید و به همه یاد می‌داد که هنر یعنی به دنیا با چشم دل نگاه کردن.

The Painting Turtle and the Rainbow of Wishes

By a calm and sparkling pond, lived a turtle named Lily. Lily was different from other turtles — she loved to paint. Every day, using leaves, flowers, and muddy water, she created beautiful pictures on stones.

But one day, after a long, heavy rain, all her paintings were washed away. The stones turned gray and bare. Lily felt very sad and didn’t want to paint anymore.

Her friends — a green frog, a quick squirrel, and a white duck — tried to cheer her up, but Lily just sighed.

One day, as Lily sat alone, a colorful light reflected on the pond. She looked up and saw a big, beautiful rainbow in the sky.
A small smile appeared on her face.
– Maybe I can paint my wish into this rainbow…

She began gathering natural colors. Red from rose petals, orange from orange peels, yellow from sunflowers, green from fresh grass, blue from blueberries, and purple from violets.

Her friends joined in to help. The frog mixed the colors, the duck brought clean water, and the squirrel made tiny brushes from twigs.

Lily painted a big rainbow on the largest stone, with a wish in her heart:
“May all children see the world through the colors of kindness.”

When she finished, something magical happened — the real rainbow mirrored her artwork on the water. All the animals cheered, and they understood that even when art disappears, its beauty lives in the heart.

From that day on, Lily painted with love and taught everyone that true art is seeing the world with your heart.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat