❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

جشن تولد پر سر و صدای زرافه کوچولو

زمان مطالعه3 دقیقه

The Noisy Birthday of Little Giraffe
تاریخ انتشار : 16 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 74نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

جشن تولد پر سر و صدای زرافه کوچولو

در دل دشت طلایی آفریقا، زرافه کوچولویی به نام “زی‌زی” زندگی می‌کرد. زی‌زی با گردن بلندش همیشه کنجکاو بود و دلش می‌خواست همه‌چیز را از بالا ببیند. یک روز بخصوص، او از خواب بیدار شد و فهمید که امروز تولدش است!

با هیجان به مادرش گفت: «مامان! امروز روز تولدمه! می‌خوایم جشن بگیریم؟»
مادر لبخندی زد و گفت: «البته عزیزم، ولی جشن تولد یعنی کمک گرفتن از دوست‌هات و با هم بودن.»

زی‌زی راه افتاد و سراغ همه‌ی دوستانش رفت؛ فیل مهربون، میمون بازیگوش، طوطی رنگارنگ و حتی لاک‌پشت آرام. هرکدام قول دادند که کاری برای جشن انجام بدهند.
فیل گفت: «من برات دوش آب درست می‌کنم!»
میمون گفت: «من موز میارم و نمایش بامزه اجرا می‌کنم!»
طوطی هم گفت: «من آهنگ تولدتو می‌خونم!»
و لاک‌پشت گفت: «من هم یه داستان از قدیما برات تعریف می‌کنم.»

زی‌زی خیلی خوشحال شد. اما وقتی برگشت، دید که باد شدیدی شروع شده و همه چیز به هم ریخته! باد کیک موزی را انداخت، بادکنک‌ها در هوا پراکنده شدند و حتی کلاه جشنش را هم برد!

زی‌زی دلش گرفت و گوشه‌ای نشست. اما همان موقع، دوستانش یکی‌یکی آمدند. فیل با خرطومش زی‌زی را نوازش کرد. میمون روی درخت پرید و گفت: «بی‌خیال باد، بیا بازی کنیم!» طوطی با صدای بلند خواند: «تولدت مبارک، زی‌زی!» و لاک‌پشت آرام گفت: «مهم‌ترین چیز در تولد، دوستیه.»

زی‌زی لبخند زد و بلند شد. با کمک دوستانش، جشن ساده‌ای برگزار کردند. روی زمین نشستند، میوه خوردند، خندیدند، آواز خواندند و خاطره ساختند.

از آن روز به بعد، زی‌زی فهمید که تولد واقعی یعنی کنار کسانی بودن که دوستشان داری، نه کیک و بادکنک.

English Title: The Noisy Birthday of Little Giraffe

In the golden plains of Africa, lived a curious little giraffe named ZeeZee. With her long neck, she loved to peek at everything from above. One special morning, she woke up and shouted with joy, “Today is my birthday!”

Excited, she ran to her mother and asked, “Can we have a party?”
Her mother smiled and said, “Of course, my dear! But remember, a birthday party is about being together and helping each other.”

ZeeZee ran off to invite her friends—Gentle Elephant, Playful Monkey, Colorful Parrot, and Slow but Wise Tortoise. Each friend promised to do something special.
Elephant said, “I’ll make you a water shower!”
Monkey said, “I’ll bring bananas and do a funny show!”
Parrot chirped, “I’ll sing you a birthday song!”
And Tortoise said, “I’ll tell you an old story.”

ZeeZee was thrilled. But when she returned, a strong wind started to blow! The banana cake was blown away, balloons flew off into the sky, and even her party hat disappeared.

ZeeZee felt very sad and sat quietly under a tree. But soon, her friends gathered around. Elephant gently patted her with his trunk. Monkey said, “Don’t worry about the wind! Let’s play!” Parrot sang loudly, “Happy birthday, ZeeZee!” And Tortoise said calmly, “The most important part of a birthday is friendship.”

ZeeZee smiled. With her friends’ help, they held a simple but joyful party. They sat on the grass, shared fruits, laughed, sang, and made wonderful memories.

From that day on, ZeeZee learned that a real birthday means being with those who care about you—not just cakes and balloons.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat