❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

بره‌ی بازیگوش و چشمه‌ی جادویی

زمان مطالعه3 دقیقه

The Playful Lamb and the Magical Spring
تاریخ انتشار : 8 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 70نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

بره‌ی بازیگوش و چشمه‌ی جادویی

در دامنه‌ی کوه‌های سبز و پوشیده از گل‌های رنگارنگ، بره‌ای سفید و بازیگوش به نام “بلا” زندگی می‌کرد. بلا عاشق بازی و دویدن میان گل‌ها بود. هر روز با دوستانش می‌دوید، می‌خندید و از زندگی لذت می‌برد.

روزی از روزها، هنگام بازی، بلا صدای آرامی شنید که از دل جنگل می‌آمد. کنجکاوی بلا گل کرد. آهسته آهسته به سمت صدا رفت.
در میان درختان کهنسال، چشمه‌ای کوچک و درخشان پیدا کرد. آب چشمه می‌درخشید و رنگین‌کمان کوچکی بالای آن دیده می‌شد. صدای دلنشینی از آب شنیده می‌شد که می‌گفت:
“هر کسی که با قلبی پاک به اینجا بیاید، آرزویش برآورده می‌شود.”

بلا لبخندی زد و چشمانش را بست. با تمام وجود آرزو کرد:
“دوستی و شادی برای همه‌ی حیوانات!”

وقتی چشمانش را باز کرد، دید همه‌ی دوستانش دور چشمه جمع شده‌اند و یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند. گل‌های بیشتری شکوفه داده بود، پرنده‌ها شادمان می‌خواندند و آسمان آبی‌تر از همیشه شده بود.

از آن روز به بعد، چشمه‌ی جادویی به مکانی تبدیل شد که همه‌ی حیوانات برای شادی و مهربانی به آنجا می‌آمدند. و بلا هر روز با شادی بیشتری میان گل‌ها می‌دوید.

 “The Playful Lamb and the Magical Spring”

In the foothills of green mountains covered with colorful flowers, lived a playful white lamb named Bella. Bella loved to run and play among the blossoms every day with her friends, laughing and enjoying life.

One day, while playing, Bella heard a soft sound coming from deep within the forest. Her curiosity was sparked. Carefully, she walked toward the sound.
Among the ancient trees, she found a small, sparkling spring. The water shimmered, and a tiny rainbow floated above it. A gentle voice from the water whispered:
“Anyone who comes here with a pure heart will have their wish granted.”

Bella smiled and closed her eyes. With all her heart, she wished:
“Friendship and happiness for all animals!”

When she opened her eyes, she saw all her friends gathered around the spring, hugging each other warmly. More flowers had bloomed, the birds were singing joyfully, and the sky was bluer than ever.

From that day on, the magical spring became a place where all animals came to share joy and kindness. And Bella continued to run and play among the flowers, happier than ever before.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat