❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

روباه کنجکاو و فانوس جادویی

زمان مطالعه2 دقیقه

The Curious Fox and the Magic Lantern
تاریخ انتشار : 15 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 74نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

روباه کنجکاو و فانوس جادویی

در دل جنگلی دورافتاده، روباه کوچکی به نام “رُمی” زندگی می‌کرد. رُمی بسیار کنجکاو بود و همیشه دنبال کشف چیزهای جدید می‌گشت. روزی هنگام گشت‌وگذار در جنگل، چشمانش به نوری عجیب در میان درختان افتاد.

با دقت جلو رفت و دید فانوسی طلایی روی زمین افتاده. فانوس می‌درخشید و گرمای ملایمی از خود ساطع می‌کرد. رُمی که حسابی هیجان‌زده شده بود، فانوس را با پنجه‌های کوچک خود لمس کرد. ناگهان صدایی مهربان از درون فانوس بلند شد: «سلام دوست کوچک من! اگر آرزویی داری، بگو تا برآورده کنم.»

رُمی با حیرت گفت: «دوست دارم همه‌ی جنگل همیشه پر از شادی و مهربانی باشد!» فانوس درخشید و بلافاصله جنگل پر از رنگ‌های زیبا، آواز پرندگان، و خنده‌ی حیوانات شد.

از آن روز به بعد، جنگل همیشه پر از شادی بود. حیوانات به هم کمک می‌کردند، با هم می‌خندیدند و هیچ‌وقت دعوا نمی‌کردند. رُمی هر وقت به فانوس نگاه می‌کرد، لبخندی از رضایت می‌زد و می‌دانست که بهترین آرزو را کرده است.

 “The Curious Fox and the Magic Lantern”

In the heart of a distant forest, there lived a little fox named Remy. Remy was very curious and always loved discovering new things. One day, while wandering through the woods, he noticed a strange light shining between the trees.

Carefully moving closer, he found a golden lantern lying on the ground. It glowed warmly and gently. Excited, Remy touched the lantern with his tiny paws. Suddenly, a kind voice came from inside the lantern: “Hello, little friend! If you have a wish, speak it, and I will grant it.”

Amazed, Remy said, “I wish for our forest to always be filled with joy and kindness!”
The lantern glowed brighter, and instantly, the forest bloomed with beautiful colors, birds singing happily, and animals laughing together.

From that day on, the forest remained full of happiness. The animals helped each other, laughed together, and lived in peace. Whenever Remy looked at the lantern, he smiled, knowing he had made the best wish of all.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat