سفرنامهی یکماههی اولیور در انگلیس – روز چهارم
عنوان فارسی: روز چهارم – پارکهای سبز لندن
تعداد کلمات فارسی: حدود ۸۰۰
عنوان انگلیسی: Day 4 – London’s Green Parks
تعداد کلمات انگلیسی: حدود ۷۰۰
روز چهارم – پارکهای سبز لندن
امروز اولیور و مامان تصمیم گرفتن که روز رو توی پارکهای زیبای لندن بگذرونن.
اولیور همیشه دوست داشت درختهای بزرگ و سبز رو از نزدیک ببینه. به همین خاطر رفتن به پارک «هاید پارک»، یکی از بزرگترین و معروفترین پارکهای لندن.
وقتی رسیدن، اولیور با چشمهای درشت گفت: «این پارک خیلی بزرگه!»
مامان گفت: «بله عزیزم، اینجا جاییه که خیلی از مردم لندن میاد برای استراحت و ورزش.»
اولیور به سمت دریاچه رفت و یه قایق کوچک دید که چند تا پرنده روی آب شنا میکردن.
«مامان! ببین! پرندهها چطور روی آب شنا میکنن!» اولیور با هیجان گفت.
مامان لبخند زد: «این پرندهها اردکهای خوشحال هستن که همیشه اینجا هستن.»
بعد از کمی قدم زدن، اولیور به یک گوشهی دنج رسید که پر از گلهای رنگارنگ بود.
«این گلها خیلی خوشبو هستن!» اولیور گفت و دهنش پر از لبخند شد.
نزدیک بعدازظهر، اولیور و مامان یه پیکنیک کوچیک کنار دریاچه درست کردن.
اولیور گفت: «این یکی از بهترین روزهای سفرم بود!»
Day 4 – London’s Green Parks
Today, Oliver and Mom decided to spend the day in one of London’s beautiful parks.
Oliver had always loved big green trees, so they headed to Hyde Park, one of the largest and most famous parks in London.
When they arrived, Oliver looked around with wide eyes. “Wow, this park is huge!”
Mom smiled. “Yes, sweetheart, this is a place where many Londoners come to relax and exercise.”
Oliver walked to the lake and saw a little boat with a few birds swimming on the water.
“Mom! Look! The birds are swimming on the water!” Oliver shouted with excitement.
Mom smiled back. “Those are happy ducks. They live here and love the lake.”
After walking around a bit, Oliver found a peaceful spot filled with colorful flowers.
“These flowers smell so nice!” he said with a big grin on his face.
Later in the afternoon, Oliver and Mom enjoyed a small picnic by the lake.
“This was one of the best days of my trip!” Oliver said happily.



