❄️سایت به طور مداوم در حال به روزرسانی می باشد . در صورت نیافتن کارتون مورد نظر خود در سایت از طریق شبکه های اجتماعی با شماره 09214896001 تماس بگیرید❄️

سبد خرید
0

سبد خرید شما خالی است.

حساب کاربری

یا

حداقل 8 کاراکتر

لاک‌پشت صبور و رودخانه‌ی پرجنب‌وجوش

زمان مطالعه3 دقیقه

The Patient Turtle and the Lively River
تاریخ انتشار : 15 اردیبهشت 1404تعداد بازدید : 51نویسنده : دسته بندی : قصه های شبانه کودک دو زبانه
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

لاک‌پشت صبور و رودخانه‌ی پرجنب‌وجوش

در دهکده‌ای کوچک کنار جنگل، لاک‌پشتی زندگی می‌کرد به نام “تامی”. تامی به خاطر صبر و آرامشش بین حیوانات معروف بود. هر روز صبح، او کنار رودخانه می‌رفت و به صدای جریان آب گوش می‌داد، صدایی که پر از هیجان و زندگی بود.

رودخانه‌ی کنار دهکده همیشه در حال جنب‌وجوش بود. آبش با سرعت می‌گذشت و گاهی شاخه‌ها، برگ‌ها و حتی سنگ‌های کوچک را با خود می‌بُرد. ماهی‌های کوچک در آب بازی می‌کردند و قورباغه‌ها آواز می‌خواندند.

یک روز، هنگامی که تامی طبق معمول لب رودخانه نشسته بود، دید که یک دسته جوجه اردک تازه متولد شده، توسط جریان آب به سمت پایین برده می‌شوند. مادرشان فریاد می‌زد و سعی می‌کرد بچه‌هایش را نجات دهد، اما جریان خیلی سریع بود.

تامی بدون لحظه‌ای تردید وارد آب شد. آرام و با دقت به سمت جوجه اردک‌ها حرکت کرد. با صبر و تلاش فراوان، یکی یکی آن‌ها را روی پشتش سوار کرد و به ساحل رساند.

وقتی همه‌ی جوجه‌ها سالم به آغوش مادرشان برگشتند، حیوانات دهکده دور تامی حلقه زدند و با صدای بلند تشویقش کردند. آن روز، همه فهمیدند که صبر و آرامش چقدر قدرتمند می‌تواند باشد.

از آن روز به بعد، تامی را قهرمان دهکده می‌نامیدند.

“The Patient Turtle and the Lively River”

In a small village near the forest, there lived a turtle named Tommy. Tommy was famous among the animals for his patience and calm nature. Every morning, he would sit by the river and listen to the lively sounds of the flowing water, filled with excitement and life.

The river near the village was always bustling. Its water rushed past swiftly, carrying sticks, leaves, and even small stones. Little fish played in the water, and frogs sang their happy songs.

One day, as Tommy was resting by the river as usual, he saw a group of newly hatched ducklings being swept away by the fast current. Their mother was calling out in panic, trying to save them, but the water was too strong.

Without a second thought, Tommy entered the water. Slowly and carefully, he moved toward the ducklings. With great patience and effort, he helped them climb onto his back, one by one, and brought them safely to the shore.

When all the ducklings were back in their mother’s care, the animals of the village gathered around Tommy and cheered loudly. That day, everyone realized how powerful patience and calmness could be.

From then on, Tommy was known as the hero of the village.

ارسال دیدگاه
مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
icon
×
محسنی Whatsapp chat